بعدا بحث مي كنيم. بحث ما به محيط سوم، يعني محيط رفاقتي رسيد و اينكه در بين اين محيط ها، محيط رفاقتي قوي ترين محيط است كه از نظر تربيتي و روش گرفتن، در ابعاد گوناگون وجودي انسان، اعم از بعد اعتقادي و نفساني و عملي بر روي او اثر مي گذارد.
در جلسه گذشته آياتي را در باب انتخاب رفيق مطرح كرديم كه خداوند در چند بعد نهي مي فرمايد از اينكه برخي افراد را به عنوان دوست و رفيق انتخاب كنيد. در بعد اعتقادي مي فرمايد: «يا ايهاالذين آمنوا لاتتخذوا اليهود و النصاري أولياء بعضهم أولياء بعض و من يتولهم منكم فانه منهم ان الله لا يهدي القوم الظالمين». (مائده/ 51) در بعد عملي هم مي فرمايد: «و ذر الذين اتخذوا دينهم لعبا و لهوا و غرتهم الحياه الدنيا». (انعام/ 70) كه اينها از نظر عملي افراد لاابالي هستند. در جلسه گذشته بعد اعتقادي و بعد عملي بحث شد.
¤ ¤ ¤
آزمودن دوست در بعد نفساني
در اين جلسه بعد نفساني را مطرح مي كنيم. انسان بايد در بحث صداقت و رفاقت اين را در نظر داشته باشد كه با هر كسي رفيق نشود و با او بساط دوستي را پهن نكند. روايتي از امام صادق(ع) است كه حضرت فرمود: «لا تسم الرجل صديقا سمه معروفه حتي تختبره»؛ كسي را به نام دوست نخوان تا اينكه او را بيازمايي؛ يعني كسي را به عنوان اينكه دوست تو است نخوان به طوري كه مردم بگويند فلاني رفيق فلاني است، يا خودت بگويي، رفيقم فلاني است؛ اصلا اين كار را نكن، «حتي تختبره». نكته اينجا است كه بايد او را بيازمايي و امتحانش كني. اختبار يعني آزمودن. حالا به چه چيز او را امتحان كني؟ حضرت سه چيز را مطرح مي فرمايد؛
اول: «تغضبه فتنظر غضبه يخرجه من الحق الي الباطل»؛ خشمش را آزمايش كن، ببين آيا اين از افرادي است كه وقتي عصباني مي شود، مرزي را رعايت نمي كند؟ آيا خشم، او را از حق به سوي باطل مي كشاند؟ آيا آنجاهايي كه عصباني مي شود، چه در بعد گفتاري اش و چه در بعد رفتاري اش لجامي از شرع به دهانه نفسش زده است؟ يا نه، چون عصباني شده هر چه به دهانش بيايد، مي گويد و هر كاري كه از دستش برآيد، مي كند؟ اين اشاره به بعد نفساني است. رفيق مي خواهي بگيري، از نظر خشم، امتحانش كن. چون ممكن است -نعوذ بالله- يك مقدار رذالت داشته باشد؛ لذا اول ببين آيا مثل حيوان مي ماند يا انسان است؟ چون حيوان است كه وقتي خشمگين مي شود هر كاري مي كند؛ هم گاز مي گيرد، هم لگد مي زند. انسان كه اين كارها را نمي كند. حالا كه انسان است و زبان دارد، ببين آيا موقع خشم هر چه به زبانش مي آيد را مي گويد؟
حضرت به عنوان دومين ملاك براي آزمودن فرد پيش از دوستي مي فرمايند: «و عند الدينار و الدرهم».(بحار/ 47/ 081) اين خشم نيست، اين ميل است؛ ميل نسبت به مال است. يعني امتحان كن، ببين اين شخص راجع به پول چگونه است؟ آيا مرزهاي شرعي را رعايت مي كند يا اصلاً به حرام و حلال كاري ندارد؟ اين را امتحانش كن. همين طوري او را رفيق خود نخوان و نگو فلاني رفيق ما است.
اينجا يك نكته طلبگي بگويم؛ ظاهر اين روايت درمورد روابط اجتماعي است. چون اگر او را به خودت نسبت دهي و بگويي فلاني رفيق من است، تو هم در اجتماع خراب مي شوي. چون وقتي مردم جامعه ببينند اين شخص در جايي خرابكاري كرد، آبروي تو هم مي رود. اگر ديدند جايي عصباني شد و حرفهاي بي ربط و قبيح و ناپسندي گفت، يا ديدند كه هر جايي كه رسيده مال مردم را مي خورد، مي گويند رفيق تو است و كارهاي ناپسند او آبروي تو را هم مي برد. تازه اينها همه مربوط به ظاهر است؛ يعني حضرت درباره ظاهرش اين طور مي فرمايند؛ چه رسد به باطن. چون باطن مهم تر است. لذا مي گوييم به طريق اولي وقتي مي خواهي رفيق انتخاب كني، ببين ازنظر دروني اش چگونه است. ازنظر دروني و باطني اولويت دارد كه ببيني اين شخص كيست. چون تو مي خواهي با انسان رفيق شوي و رابطه دروني پيدا كني، نه با حيوان!
اول آزمون، بعد دوستي
ما در معارفمان مسأله اي داريم كه در اين روايت هم بود كه حضرت فرمودند: «حتي تختبره». مطلب اين است كه در باب دوست يابي ما به طور كلي مسأله «اختبار» را داريم؛ يعني با هركه مي خواهي رابطه رفاقتي برقرار كني، قبلش او را آزمايش و امتحان كن.
روايتي از علي(ع) است كه فرمودند: «لا تثق بالصديق قبل الخبره». (غرر الحكم/ 614) اگر مي خواهي به عنوان صداقت به رفيق اعتماد كني، قبل از آنكه او را بيازمايي هيچ وقت اعتماد نكن. قبل از اينكه او را بيازمايي، به او دل نبند. ممكن است سؤال كنيد چرا؟ جهتش اين است كه اگر قبل از اختبار و امتحان با او دوستي كردي و رابطه ات تنگاتنگ شد، محبت او در دل تو تشديد مي شود و اين رابطه محبتي موجب مي شود كه اين رفاقت در ابعاد گوناگون اعتقادي و نفساني و عملي ات، چه رفتاري و چه گفتاري برروي تو اثر بگذارد؛ چون گفتار هم، عمل است؛ گفتار، عمل زبان است. اين يك مطلب.
مطلب دوم آن است كه اگر انسان بدون اينكه قبلاً آزمايشي كرده باشد، با شخصي در رفاقت رابطه محبتي برقرار كند- اصلاً رفاقت بر مبناي محبت است- اگر كسي «قبل الاختبار» بيايد رفيق شود، اين محبت رفيق در دل او آمده است و اينجاست كه ديگر نمي تواند تشخيص بدهد كه آن شخص دوست خوبي است يا خير. اگر بخواهم قبل از آنكه آن رشته محبتي رفاقتي بين من و شما تقويت شود شما را بيازمايم، مي توانم؛ چون مي توانم چه در بعد اعتقادي، چه در بعد عملي و چه در بعد نفساني شما دقيق شوم كه آيا باهم، هم سو هستيم يا نيستيم. آدم عصباني مزاجي هستي، افسارگسيخته اي يا نه؟ در بعد شهوتي ات، كسي هستي كه به اسارت شهوت رفته يا نه؟ حالا چه شهوت مالي باشد، چه جنسي باشد، فرقي نمي كند. در بعد عملي خارجي مي توانم بفهمم كه آيا انسان متشرعي هستي يا نه، بي بند و بار و لاابالي هستي؟ اگر هم شخص متدين بي غرض و بي مرضي كه درباره تو اطلاعاتي دارد مطلبي بگويد، از او مي پذيرم. قبل از دوستي است كه مي توانم اينها را تشخيص دهم؛ اما اگر بعد از اينكه رفيق شدي، آن وقت بخواهي آزمايش كني، بدان كه حالا كور و كر هستي. نه مي تواني عيب هايش را ببيني، نه مي تواني بشنوي.
چند روايت در اين زمينه بخوانم. علي(ع) فرمودند: «عين المحب عميه عن معايب المحبوب»؛ چشم كسي كه ديگري را دوست دارد، از اينكه عيب هاي او را ببيند كور است. در ادامه مي فرمايند: «و ادنه صماء عن قبح مساويه». (غررالحكم/ 184) يعني گوشش هم به خاطر حب، كر است. كر است از اينكه بخواهد عيب ها و زشتي هاي او را بشنود. اين يك قانون كلي است. اين روايت را از پيغمبر اكرم(ص) بخوانم كه حضرت فرمودند: «حبك للشيء يعمي و يصم». (بحار/ 47/ 661) حب شيء انسان را كور و كر مي كند. اينجا شيء است، آنجا بحث محب و محبوب بود. اينكه اين همه به ما در باب دوست يابي سفارش مي كنند كه آقا مراقب باش، براي اين است كه رفاقت بر محور محبت است و محبت چنين كاري مي كند كه مي فرمايند تو را كور و كر مي كند.
دين بر محور محبت است
شما نگاه كنيد كه در مسئله دين هم مي گويند كه اصلا دين بر محور محبت است. روايتي از امام باقر(ع) است كه حضرت فرمود: «الدين هوالحب و الحب هوالدين». (بحار/ 66/ 832) يعني اصلا اينها با هم تفاوت ندارند. يعني اين قدر نقش محبت قوي است؛ لذا در باب مسئله رفاقت، «اختبار قبل الرفاقه » را مطرح مي كنند. با هر كس مي خواهي دوستي كني، به صرف ظواهر بسنده نكن. در ابعاد سه گانه اعتقادي، نفساني و عملي او را آزمايش كن؛ وگرنه بدان كه رفاقت چون نقش سازندگي و نقش تخريبي اش بسيار قوي است، تأثيرش خيلي زياد است. حالا من از اينجا وارد شوم در اين جهت كه در رواياتمان هم زياد داريم كه مي فرمايند برويد با اولياءالله رفيق شويد. حبتان نسبت به اولياءالله باشد، جهتش معلوم و مشخص است؛ چون اين محبت است كه مظهر رفاقت است. اين محبت اولياءالله نقش سازندگي دارد.
در روايتي از علي(ع) است كه حضرت فرمود: «اياك ان تحب اعداءالله»؛ از محبت نسبت به دشمنان خدا بپرهيز. آنهايي كه دشمن خدا هستند، يك وقت رشته محبتي با اينها برقرار نكني. «او تصفي ودك لغير اولياءالله». (غررالحكم/402) يعني بپرهيز از اينكه محبتت را براي غيردوستان خدا خالص كني. جهتش اين است كه اين رابطه تنگاتنگ، محبت آور است؛ محبت كه آمد خطرناك است. البته آنجايي كه بدون اختبار و آزمودن در سه بعد اعتقادي، عملي و نفساني باشد خطرناك است؛ ولي اگر اختبار و آزمايش شد، بهترين نقش سازندگي را بر روي انسان دارد. عرض كردم در روايات داريم كه يك وقت با غير اولياء خدا خيلي صميمي نشوي! چون تعبير به «او تصفي» داشت؛ يعني محبتت را براي غير اولياي خدا خالص نكني!
حب علي، نشانه مؤمن
پيغمبر اكرم فرمودند: «عنوان صحيفه المؤمن حب علي بن أبي طالب». (بحار/ 27/ 241) «عنوان» يعني تيتر و سرخط. منظور از «صحيفه» هم نامه عمل است؛ صحيفه مؤمن كه مي گويند، يعني نامه عمل مؤمن. در صحيفه چيست؟ در آن همه چيز هست. چه مسائل اعتقادي، چه مسائل ملكات و چه اعمال خارجي، همه در آن صحيفه هست. ولي ظاهرش راجع به اعمال است؛ اعم از جوارحي و جوانحي. روز قيامت نشر صحف مي شود؛ حالا اين تعبير پيغمبر يعني چه؟ تعبير پيغمبر جنبه كنايي دارد. «عنوان صحيفه» يعني اگر تيتر صحيفه عمل هر كس اين بود كه اين شخص محب علي(ع) است، معلوم مي شود كه تمام صحيفه اش خوب است؛ يعني اين حب علي در ابعاد گوناگون انساني، چه بعد اعتقادي و چه بعد نفساني و جوارحي، نقش سازندگي دارد.
اين را هم دقت داشته باشيد كه حتماً نبايد از نظر فيزيكي با حضرت مواجهه پيدا كنيم تا با ايشان رفيق شويم؛ رفاقت رشته محبتي بين دو موجود است. ممكن است اينجا نباشد، اما دوستش داشته باشم، هر چند او را نبينم. بيا با علي(ع) رفيق شو! بيا محبت علي را در دلت جاي بده كه تو را در سه بعد مي سازد. لذا اگر روز قيامت مؤمن بيايد، همان تيتر نامه عملش را كه نگاه مي كنند، ديگر قضيه تمام مي شود. همان تيتر را نگاه مي كنند و مي بينند اين با علي(ع) رفيق بوده است. اگر با علي(ع) رفيق بوده، حتماً حب علي(ع) هم در دلش بوده و مسلم است كه اين شخص مسائل شرعي را هم رعايت مي كرده است. حالا اين بحث ديگري است كه اگر غفلتاً خطاهايي يا لغزش هايي از او سر زده چه مي شود كه در جلسه آخر بحث مي كنيم.

برگرفته ازKAYHANNEWS